درد بی کسی

مطالبي در مورد عشق، زندگي، تنهايي و بي كسي

+ عشق پنهان

ای عشق پنهان از دیدگانم
آیا هنوز لحظه دیدار فرا نرسیده است؟
تا پس از اینهمه دلتنگیها و تلخیها
اشتیاق عشقم را از وجود تو سیراب کنم؟
محبوبم
آخر تنهاییم بسیار طول کشیده است
و خنده از لبانم گریخته
از دست زمانه و از ناامیدی و بی پناهی آه می کشم
دردهایم را به تاریکی شبها شکایت میکنم
و تاریکی شکایتهایم را به خودم باز می گرداند
در غیاب تو شب تورا از من می جوید
و چراغهای روشنی که زمانی راهنمایم بودند
سرگردان شده اند
ای نور دیدگانم آخر تا کی؟
می گریم
می گریم و می پرسم تا کی من و آن چراغها
اینگونه در انتظارت سرگردان بمانیم؟؟

نویسنده : میلاد ; ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ ; ٢٩ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها:
لینک comment پيام هاي ديگران ()


+ وسعت تنهایی

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد
وسعت تنهائیم را حس نکرد
در میان خنده های تلخ من
گریه پنهانیم را حس نکرد
در هجوم لحظه های بی کسی
درد بی کس ماندنم را حس نکرد
آن که با آغاز من مأنوس بود
لحظه پایانیم را حس نکرد

نویسنده : میلاد ; ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; ٢٢ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها:
لینک comment پيام هاي ديگران ()


+ تقلا

لبخند می زنی
لبخند می زنم
پشت لبخندم پنهان می شوم
تمام درونم نابود می شود و لبخند می زنم
می دانم دیگر حرفهایم معجزه نمی کند
با کدام واژه بگویم؟
دلم تنگ می شود
دلم می گیرد...
خسته تر از آنم که تقلا کنم

نویسنده : میلاد ; ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱٦ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها:
لینک comment پيام هاي ديگران ()


+ نمی بخشمت

نمی بخشمت...
بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی
بخاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی
بخاطر روزای شادم که سیاهشون کردی
بخاطر احساساتم که پرپرشون کردی
بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی
بخاطر نمکی که بر زخمم گذاشتی
نمی بخشمت

نویسنده : میلاد ; ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱٤ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها:
لینک comment پيام هاي ديگران ()


+ گل نیلوفر

یه روز وقتی از کنار مرداب رد می شدم
به گل نیلوفر نگاه کردم
ترس تموم وجودمو برداشت
که نکنه منم یه روزمثل گل نیلوفر تنها بشم
سریع از کنار مرداب دور شدم
اما حالا می بینم که خودم مرداب شدم
ودنبال یه گل نیلوفر می گردم تا از تنهایی نمیرم
حالا می فهمم که
گل نیلوفر مغرور نیست
اون خودشو وقف مرداب کرده بود

نویسنده : میلاد ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ ; ٢ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها:
لینک comment پيام هاي ديگران ()