درد بی کسی

مطالبي در مورد عشق، زندگي، تنهايي و بي كسي

+ محبت

نمی دانم محبت را
بر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود
بر چه گلی بنویسم که هرگز پرپر نشود
بر چه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود
بر چه آبی بنویسم که هرگز گل آلود نشود
و سرانجام
بر چه قلبی بنویسم که هرگز سنگ نشود...

نویسنده : میلاد ; ساعت ٢:۳٢ ‎ق.ظ ; ٢٧ آبان ۱۳۸٧
تگ ها:
لینک comment پيام هاي ديگران ()


+ درد بی کسی

در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است
و هر زمزمه ای بانگ عزایی
و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی
در هراس دم می زنم
در بی قراری زندگی می کنم
و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است
من در این بهشت
همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم
تو قلب بیگانه را می شناسی
که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی
کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم
دردم
درد بی کسی است...

نویسنده : میلاد ; ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۱ آبان ۱۳۸٧
تگ ها:
لینک comment پيام هاي ديگران ()


+ دلتنگی

آهای همیشه و هنوز قلبم
خبر داری داره می سوزه قلبم
یه بار شده سراغمو بگیری؟
سراغ درد و داغمو بگیری؟
جای اینکه تشنه خونم باشی
یه بار شده دل نگرونم باشی
اما با این همه نا مهربونی
کاشکی بفهمی که عزیز جونی
یار قشنگ دلم، بیا که تنگه دلم
تا کی با دلتنگی باید بجنگه دلم
من از تو بی خبرم تو از همه دنیا
نمی دونی بی تو پر از غم دنیا
خنده رو از روی لبم گرفتی
عشقمو خیلی دست کم گرفتی
حیف نبود به جای حق شناسی
این همه بی وفایی نا سپاسی
خوب می دونی غریبه ای با دلم
از تو یه دنیا فاصلست تا دلم
اما بازم می خوام که برگردیو
تموم کنی این همه نامردیو
یار قشنگ دلم، بیا که تنگه دلم
تا کی با دلتنگی باید بجنگه دلم...

نویسنده : میلاد ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ ; ٢ آبان ۱۳۸٧
تگ ها:
لینک comment پيام هاي ديگران ()