درد بی کسی

مطالبي در مورد عشق، زندگي، تنهايي و بي كسي

+  

شبی غمگین شبی بارانی و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من می گفت تنهایی غریب است
ببین با غربتش با من چها کرد
تمام هستی ام بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبی بپا کرد
و او هرگز شکستم را نفهمید
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد

نویسنده : میلاد ; ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ ; ٢٢ بهمن ۱۳۸٥
تگ ها:
لینک comment پيام هاي ديگران ()