درد بی کسی

مطالبي در مورد عشق، زندگي، تنهايي و بي كسي

+ جاده بی وفایی

چی شد ای دل سنگی
تو هم که تنها موندی
تو هم گوشه گرفتی
موندی بدون همدم
تموم خاطراتو
تو قطره های اشک بی نهایت
سوزوندی و شدی مثل یه شبنم
تو قصه های غصه
نقش شکستن تن سکوتو
به جون گرفتی کم کم
زمزمه های هق هق بهارو
هیچکسی جز مسافر جاده بی وفایی
هیچ کسی جز مهمون سر زده رو قلب خورشید
اون کسی که بخاطر عاشقی
وجودشو رو تن جاده پاشید
تن نمیده به لحظه های بی صدای امید
با اینکه این خاطره های مرده
ذهنمو تا به تباهی برده
زل میزنم به آسمون تاریک
به قلب آهنین این ستاره های مرده

نویسنده : میلاد ; ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ ; ٢٥ فروردین ۱۳۸٦
تگ ها:
لینک comment پيام هاي ديگران ()